( مشاهده پاسخ شماره 1 تا 1 / از مجموع 1 پاسخ )

موضوع: حمید مصدق و سیب باغچه همسایه وپاسخ فروغ فرخ زاد به حمید مصدق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    April 2010
    رشته
    مهندسی شيمي
    سن
    31
    نوشته ها
    683
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 8 بار در 6 پست ]

    پیش فرض حمید مصدق و سیب باغچه همسایه وپاسخ فروغ فرخ زاد به حمید مصدق





    تو به من خندیدی و نمی‌دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب‌آلود به من كرد نگاه
    سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاك
    و تو رفتی و هنوز،
    سالهاست كه در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تكراركنان می‌دهد آزارم
    و من اندیشه‌كنان غرق در این پندارم
    كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت


    پاسخ فروغ فرخ زاد به حمید مصدق



    من به تو خندیدم
    چون كه می‌دانستم
    تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
    پدرم از پی تو تند دوید
    و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه
    پدر پیر من است
    من به تو خندیدم
    تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
    بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و
    سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
    دل من گفت: برو
    چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...
    و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
    حیرت و بغض تو تكراركنان
    می‌دهد آزارم
    و من اندیشه‌كنان غرق در این پندارم
    كه چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
    ویرایش توسط داراب حسن پور : Thursday 29 April 10 در ساعت 10:08
    سبزتيم

    زانو نميزنم حتي اگر سقف آسمان از قد من كوتاه تر باشد

    (كورش كبير)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •