( مشاهده پاسخ شماره 1 تا 4 / از مجموع 4 پاسخ )

موضوع: همکلاسی...rap...yas

  1. #1

    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    413
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 1 بار در 1 پست ]

    پیش فرض همکلاسی...rap...yas

    بگیم راجع به آرزوهای رفته از کف
    فرمان از جلو نظام، پیش تشکیل صف

    شوق کودکانه،قلب صاف،احساس شعف
    لک سیاه رو تن سفید و غمگین برف

    مدرسه،کلاس،نیمکت،همگی برپا
    موضوع شغل و خدمت،آره زنگ انشاء

    کمک به همنوع،حمله به دردا
    پای تخته سیاه،آره تشریح فردا

    یکیشون می خواد در آینده دکتر بشه
    مرض رو بکشه،با مریضش دمخور بشه
    خودش بمیره،بیمار نمیره،سمبل بشه
    این گوی و این میدون،سعی کن بشه

    یا اون یکی که از وقتی چشاش افتاده
    به چادر زیر پل و فقر اون خانواده
    و نگاه دختری که به تیر تکیه داده
    بدبختیشون رو دیده و خیلی ساده
    تصمیمش این شده که یه سقف بسازه
    قدر آسمونی که اونقدر درازه
    که هر فقیری هر جایی توی نیازه
    پناه بگیره زیرش و مفت نبازه

    یا منی که می خواستم بنویسم از درد
    ولی چی شد نوشتهام؟همه رنگ زرد

    مرد وامیسته سر حرفش اگه حرفی زد
    کلاس به این بزرگی و بدون مرد؟؟!!

    من و تو دروغ گفتیم،همش حرف زدیم
    به عمل که رسیدیم فقط گند زدیم

    اگه به ادعا نمره بدیم،ما صدیم
    ما آدمای مدعی،آره ما بدیم

    همکلاس خوبم،تو که مریضت مرد
    دخترک دق کرد بس که غصه خورد

    سال،پارسال شد و معرفت هم برد
    ورقه ی انشامون رو دست باد سپرد

    من درجا زدم،شما موفق شدید؟
    همه خونه دارن؟،تو که مهندس شدی!
    درد لاعلاجو کشتی؟تو که دکتر شدی!
    با این همه دروغ و حرف،ما سمبل شدیم؟؟؟

    حالا آخر ساله ونمره ی تجدید
    پای ورقه انشائی که با کلی امید
    نوشتیم و پاش غصه خوردیم
    آرزوها به همین سادگی از کفمون پرید

    حالا منم و منم و منم و منم و منم
    حرفمو حرفمو حرفمو حرفم
    که همش پوچ بود و پوچ بود و پوچ بود
    همه حرفای کودکانمون دروغ بود

    آره همکلاسی تو هم حاشا نزن
    بیا بد عهدیتو با من فریاد بزن
    با من بگو از این مشقای شب
    نگو این بوده همون فردای من

    صدامو می رسونم تا طاق آسمون
    همکلاسی سر حرفت بمون
    آره ،با من بگو از این تکرار من
    تو هم بد عهدیتو بیا با من بخون
    با من بگو از این مشقای شب
    یا می خندی به تلخی به حرفای من
    نگو این بوده همون فردای من
    با من بگو،با من بخون

    be careful babay

  2. #2

    تاریخ عضویت
    April 2010
    رشته
    مهندسی شیمی
    سن
    29
    نوشته ها
    504
    پسندیده
    11

    [ مورد پسند: 17 بار در 13 پست ]

    پیش فرض

    زیبا بود .

  3. #3
    مدیر انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    رشته
    مهندسي شيمي
    سن
    30
    نوشته ها
    592
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 4 بار در 4 پست ]

    پیش فرض

    عالي بود اما موضوعش ......... ميدوني كه ..........
    وقتي پا در عرصه جهان مي گذاريم بر بال تاريخ سوار شده ايم و عمل ما ماندگار مي شود و هزاران فرزند به دنيا نيامده اين سرزمين ،‌عزت فردايشان را از بازوان و انديشه ما مي خواهند .
    نادر شاه

  4. #4

    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    413
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 1 بار در 1 پست ]

    پیش فرض

    آره عزیزم...می دونم
    موضوش حقیقت تلخ جامعه ی ماست..
    این قصه ی من و توست
    be careful babay

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •