( مشاهده پاسخ شماره 1 تا 5 / از مجموع 5 پاسخ )

موضوع: کفر نامه(اثر كارو)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    April 2010
    رشته
    مهندسی شيمي
    سن
    31
    نوشته ها
    683
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 8 بار در 6 پست ]

    پیش فرض کفر نامه(اثر كارو)


    خداوندا
    اگر روزی بشر گردی
    زحال بندگانت با خبر گردی
    پشیمان می شدی از قصه خلقت
    از اینجا از آنجا بودنت !
    خداوند!
    اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
    لباس فقر به تن داری
    برای لقمه ی نانی
    غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی
    زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خداوند
    اگر با مردم آمیزی
    شتابان در پی روزی
    ز پیشانی عرق ریزی
    شب آزرده ودل خسته
    تهی دست و زبان بسته
    به سوی خانه باز آیی
    زمین آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خداوند
    اگر در ظهرگرماگیر تابستان
    تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری
    لبت را بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
    و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی
    واعصا بت برای سکه ای این سو و آن سودر روان باشد
    و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد
    زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت ر!
    تو خود سلطان تبعیضی
    تو خود یک فتنه انگیزی
    اگر در روز خلقت مست نمی کردی
    یکی را همچون من بدبخت
    یکی را بی دلیل آقا نمی کردی
    جهانی را چنین غوغا نمی کردی
    دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد
    دگر آهم نمی گیرد
    دگر این سازها شادم نمی سازد
    دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد
    دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد
    نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید
    نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد0
    اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد
    برای نا مرادی های دل باشد
    خدایا گنبد صیاد یعنی چه ؟
    فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟
    اگر عدل است این پس ظلم ناهنجار یعنی چه؟
    به حدی درد تنهایی دلم را رنج می دارد
    که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم
    خدایی که فغان آتشینم در دل سرد او بی اثر باشد خدا نیست ؟!
    شما ای مولیانی که می گویید خدا هست و برای او صفتهای توانا هم روا دارید!
    بگویید تا بفهمم
    چرا اشک مرا هرگز نمی بیند؟
    چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمی گوید
    چرا او این چنین کور و کر و لال است
    و یا شاید درون بارگاه خویش کسی لب بر لبانش مست تنهایی
    و یا شاید دگر پر گشته است آن طاقت و صبرش
    کنون از دست داده آن صفتها را
    چرا در پرده می گویم
    خدا هرگز نمی باشد
    من امشب ناله نی را خدا دانم
    من امشب ساغر می را خدا دانم
    خدای من دگر تریاک و گرس و بنگ می باشد
    خدای من شراب خون رنگ می باشد
    مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد
    خدا هیچ است0
    خدا پوچ است0
    خدا جسمی است بی معنی
    خدا یک لفظ شیرین است
    خدا رویایی رنگین است
    شب است و ماه میرقصد
    ستاره نقره می پاشد
    و گنجشک از لبان شهوت آلوده ی زنبق بوسه می گیرد
    من اما سرد و خاموشم!
    من اما در سکوت خلوتت آهسته می گریم
    اگر حق است زدم زیر خدایی !!!
    عجب بی پرده امشب من سخن گفتم
    خداوند
    اگر در نعشه ی افیون از من مست گناهی سر زد ببخشیدم
    ولی نه؟!
    چرا من روسیه باشم؟
    چرا غلاده ی تهمت مرا در گردن آویزد؟
    خداوند
    تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی
    تو می گفتی که نامردان بهشتت را نمی بینند
    ولی من با دو چشم خویشتن دیدم
    که نامردان به از مردان
    ز خون پاک مردانت هزاران کاخها ساختند
    خداوندا بیا بنگر بهشت کاخ نامردان را
    خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت رابس کن تو ظلمت را
    تو خود گفتی اگر اهرمن شهوتبر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت مصلوب خواهی
    کردولی من با دو چشم خویشتن دیدم پدر با نورسته خویش گرم میگیرد برادر شبانگاهان مستانه از
    آغوش خواهر کام میگیرد نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد قدم ها در بستر فحشا
    می لغزد
    پس...قولت!
    اگر مردانگی این است
    به نامردی نامردان قسم
    نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم

    سبزتيم

    زانو نميزنم حتي اگر سقف آسمان از قد من كوتاه تر باشد

    (كورش كبير)


  2. #2
    مدیر انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    رشته
    مهندسي شيمي
    سن
    30
    نوشته ها
    592
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 4 بار در 4 پست ]

    پیش فرض

    البته تا جايي كه ميفهمم فكر نكنم اين كفرنامه مطعلق به دكتر علي شريعتي باشه و از اين شخصيت و با نوشته هاي پيشيني كه از ايشون سراغ دارم ،‌ اين نوشته بيخود به ايشون نسبت داده شده و اگه اشتباه نكنم اين كفرنامه از كفرنامه هاي كارو ميباشد . البته براي مطمئن شدن لازمه كه تو اينترنت يا هرجاي ديگه سرچي كنيم و از نويسندش كاملاً مطلع بشيم كه البته خودم هم بعد اين كار رو خواهم كرد اما قبلش يك شعر ديگه از كفرنامه هاي كارو رو براتون ميذارم تا شباهت اين رو با شعر بالا خودتون به عينه مشاهده كنيد .


    تكيه بر جای خدا

    شبی در حال مستی تكيه بر جای خدا كردم

    در آن يك شب خدايا من عجايب كارها كردم

    جهان را روی هم كوبيدم از نو ساختم گيتی

    ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم

    كشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را

    سخن واضح تر و بهتر بگويم كودتا كردم

    خدا را بنده ی خود كرده خود گشتم خدای او

    خدايی با تسلط هم به ارض و هم سما كردم

    ميان آب شستم سهر به سهر برنامه پيشين

    هر آن چيزی كه از اول بود نابود و فنا كردم

    نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم

    كشيدم پيش نقد و نسيه، بازی را رها كردم

    نمازو روزه را تعطيل كردم، كعبه را بستم

    وثاق بندگی را از رياكاری جدا كردم

    امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب

    خدايی بر زمين و بر زمان بی كدخدا كردم

    نكردم خلق ، ملا و فقيد و زاهد و صوفی

    نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم

    شدم خود عهده دار پيشوايی در همه عالم

    به تيپا پيشوايان را به دور از پيش پا كردم

    بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتی اعظم

    خلايق را به امر حق شناسی آشنا كردم

    نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال

    نه كس را مفتخور و هرزه و لات و گدا كردم

    نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران

    به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم

    ندادم فرصت مردم فريبی بر عباپوشان

    نخواهم گفت آن كاری كه با اهل ريا كردم

    به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر

    ميان خلق آنان را پی خدمت رها كردم

    مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

    نه شرطی در نماز و روزه و ذكر و دعا كردم

    نكردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ايجاد

    به مشتی بندگان آْبرومند اكتفا كردم

    هر آنكس را كه ميدانستم از اول بود فاسد

    نكردم خلق و عالم را بری از هر جفا كردم

    به جای جنس تازی آفريدم مردم دل پاك

    قلوب مردمان را مركز مهر و وفا كردم

    سری داشت كو بر سر فكر استثمار كوبيدم

    دگر قانون استثمار را زير پا كردم

    رجال خائن و مزدور را در آتش افكندم

    سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم

    نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مكنت

    نه جمعی را به درد بی نوايی مبتلا كردم

    نه يك بی آبرويی را هزار گنج بخشيدم

    نه بر يك آبرومندی دوصد ظلم و جفا كردم

    نكردم هيچ فردی را قرين محنت و خواری

    گرفتاران محنت را رها از تنگنا كردم

    به جای آنكه مردم گذارم در غم و ذلت

    گره از كارهای مردم غم ديده وا كردم

    به جای آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون

    به الطاف خدايی درد مردم را دوا كردم

    جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعيض

    تمام بندگان خويش را از خود رضا كردم

    نگويندم كه تاريكی به كفشت هست از اول

    نكردم خلق شيطان را عجب كاري به جا كردم

    چو ميدانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد

    نشستم فكر كار انتها را ابتدا كردم

    نكردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

    خلاصه هرچه كردم خدمت و مهر و صفا كردم

    زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ليكن

    چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها كردم

    سحر چون گشت از مستی شدم هوشيار

    خدايا در پناه می جسارت بر خدا كردم

    شدم بار دگر يك بنده درگاه او گفتم

    خداوندا نفهميدم خطا كردم ....


    کفرنامه کارو
    ویرایش توسط مسعود جعفرزاده : Saturday 22 May 10 در ساعت 16:46
    وقتي پا در عرصه جهان مي گذاريم بر بال تاريخ سوار شده ايم و عمل ما ماندگار مي شود و هزاران فرزند به دنيا نيامده اين سرزمين ،‌عزت فردايشان را از بازوان و انديشه ما مي خواهند .
    نادر شاه

  3. #3

    تاریخ عضویت
    April 2010
    رشته
    مهندسی شيمي
    سن
    31
    نوشته ها
    683
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 8 بار در 6 پست ]

    پیش فرض



    مرسي از دوست خوبم آقا مسعود واسه دقت نظرشون
    شما درست گفتين اين كفر نامه از كارو بود
    بازم ممنون

    سبزتيم

    زانو نميزنم حتي اگر سقف آسمان از قد من كوتاه تر باشد

    (كورش كبير)


  4. #4

    تاریخ عضویت
    May 2010
    نوشته ها
    132
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 0 بار در 0 پست ]

    پیش فرض

    بله اين كفرنامه از كفر نامه هاي كارو است كه اشتباها به استاد بزرگوار دكتر شريعتي نسبت داده شده.
    همراه شو عزيز ...

  5. #5

    تاریخ عضویت
    April 2010
    رشته
    مهندسی شیمی
    سن
    29
    نوشته ها
    504
    پسندیده
    11

    [ مورد پسند: 17 بار در 13 پست ]

    پیش فرض

    از آقا داراب و آقا مسعود متشکرم .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •