( مشاهده پاسخ شماره 1 تا 5 / از مجموع 5 پاسخ )

موضوع: یک داستان عجیب _ لطفا آن را تا انتها بخوانید...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    October 2009
    رشته
    کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک
    سن
    31
    نوشته ها
    1,705
    پسندیده
    3

    [ مورد پسند: 23 بار در 18 پست ]

    Exclamation یک داستان عجیب _ لطفا آن را تا انتها بخوانید...



    اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »

    رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»

    مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.

    چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

    راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.

    صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»

    این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم. اگر تنها راهی كه من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»

    راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.»

    مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

    مرد گفت :*« من به تمام نقاط كرده زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»

    راهبان پاسخ دادند :« تبریك می گوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است . اكنون تو یك راهب هستی . ما اكنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»

    رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

    مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟»

    راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.

    پشت در چوبی یك در سنگی بود . مرد درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند.

    راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كلید كرد .

    پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت.

    و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.

    در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است » . مرد كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد. دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود.

    .

    .

    .

    .

    .

    .....اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید .

    لطفا به من فحش ندید؛ خودمم دارم دنبال اون احمقی كه اینو برای من فرستاده می گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.
    ای کاش یاد بگیریم که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالابگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ دنده های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

    برگرفته از کتاب طراحی اجزا ماشین نوشته جوزف شیگلی

    ║▌█│║▌║│█║▌║█║
    Copyright © 2013-2014™


  2. #2

    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    100
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 2 بار در 2 پست ]

    پیش فرض

    مرسی

  3. #3
    مدیر انجمن
    تاریخ عضویت
    July 2009
    رشته
    مهندسی شیمی
    سن
    29
    نوشته ها
    580
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 18 بار در 16 پست ]

    پیش فرض

    تکراری
    دلم را در غمت کردم ز هر ویرانه ویرانتر
    چو دیدم دوست میدارد دلت دل های ویران را


  4. #4

    تاریخ عضویت
    May 2010
    نوشته ها
    132
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 0 بار در 0 پست ]

    پیش فرض

    قبلا بچه ها تو سايت گذاشتنش.
    ولي در هر حالت مرسي
    همراه شو عزيز ...

  5. #5
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    23
    پسندیده
    0

    [ مورد پسند: 0 بار در 0 پست ]

    پیش فرض

    خیلی برام جالب بود چون اولین باری بود که می خوندم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •